تبليغاتX
مسافر استان کبک
مسافر استان کبک
خاطرات مهاجرت به کانادا
سلام به همگی دوستان خوبم

بعد از صحبت راجب به نکات منفی سفر به سوریه نوبت صحبت کردن راجب به جاهای دیدنی و گردشگری و مراکز خرید سوریه است.

مراکز خریدی که من به شخصه رفتم  شامل باب طوما ، الحمرا ، صالحیه  ، اسواق الخیر و بازار حمیدیه بود.البته بیشتر به دیدن این مراکز خرید رفتم و کلأ اهل خرید نیستم و فقط خوشم میاد مغازه ها رو ببینم.

در زمانی که ما سوریه بودیم به دلیل اینکه عید فطر بود ، تمام مغازه ها و مراکز خرید تعطیل بودند و ما عملأ بعد از مصاحبه بیشتر در هتل بودیم و جایی نرفتیم.عید فطر برای سوری ها مثل عید نوروز ما ست و اونها به همراه عهد و عیال به دید و بازدید می روند و همه کراوات زده و شیک سوار به ماشینهای جدیدشون اینور و اونور میرفتند.

اما تجربه من میگه که ایرانیها مخصوصأ قشر جوون از بازار حمیدیه و اسواق الخیر خوششون نمیاد چون بازار حمیدیه خیلی سنتی و شبیه بازار شاه عبدالظیم خودمونه و بازار اسواق الخیر اصلأ جنس خوب نداره و بیشتر جنس های بنجول چینی داره.

بنابراین اگر از یاران خرید هستید و دوست دارید دنبال مارک برید حتمأ یک سر به بازار باب طوما بزنید.چون هم جنساش خوبه و هم بعضی مغازه هاش قیمتاش مناسبه و میتونید خرید خوب با قیمت مناسب هم داشته باشید.اگر اهل کت و دامن  پوشیدن هستید میتونید از باب طوما کت و دامنهای شیک خریداری کنید و قیمت کت و دامنهاش نسبت به تهران مناسب تره چون تعداد زیادی از خانمهای سوری کت و دامن میپوشند و من فکر میکنم علت اینکه کت و دامن اونجا زیادتره مال همینه.

یک چیز جالبی که من تو لباس پوشیدن خانمهای سوری دیدم این بود که اینها فقط به حجاب اهمیت میدند و نوع لباساشون از جهت تنگ و گشاد بودن براشون اهمیتی نداره .

بازار باب طوما یک خیابان طولانی هست و شامل همه نوع لباس هست .لباس بچه هم زیاد داره و یک کافی نت به نام سهیل هم در انتهاش قرار داره که میتونید از اونجا به اینترنت دسترسی پیدا کنید و ساعتی 100 لیر باید بپردازید.

البته ما اینترنت رو از زینبیه ساعتی 60 لیر دادیم اما باب طوما چون با سطح بالاتره یک مقدار اینترنتش هم گرونتره.

خوب پس این بازار رو خوب بگردید.راستی یک کافه رستوران هم تو میدون باب طوما قرار داره که یک تراس خوشگل بیرونش هست ومحیطش قشنگه و  قیمت غذاهاش هم مناسبه البته به نسبت تهران.

بازار بعدی بازار الحمراء هست که مختص خانمهاست و فقط لباش و کفش برای خانمها داره و اجناس کمتری  برای آقایون داره.اینجا هم در کل بازار مدرن و خوبیه و قیمت اجناس هم مناسبه.

بازار صالحیه بیشتر مربوط به پوشاک آقایون هست و کفشهای چرم و کت و شلوار های خیلی خوبی داره. 

بازار حمیدیه هم که بیشتر لباسهای سنتی و حوله و روتختی داره و اونهایی که اهل جهاز خریدن هستند یک سر به این بازار میزنند.

مکانهای گردشی سوریه که ما با تور رفتیم نفری 10000 تومان شامل شهرک معلولا و عبادتگاه مارتقلا بود .معلولا در زبان آرامی به معنای خوشامد گویی است و شامل روستایی بود که همه خونه ها در داخل کوه ساخته شده بود وخیلی هم زیبا بود.هوای بسیار تمیز و خنکی داشت و راه عبوریش از یک طرف روستا پیاده روی داشت که از داخل کوه رد میشد و یک طرف دیگرش هم ماشین رو بود.

مسئول تور داستان این کوه رو اینطوری تعریف میکرد که این کوه به اذن خدا برای فرار خانم مارتقلا (  زن مقدس مسیحی) باز شده و این خانم بهمراه ملازمش تونستند از این کوه رد بشند و خودشون رو به جای امنی(عبادتگاه کنونی )  برسونه (گویی از دست شوهرش و برادرش فرار میکرده که قصد کشتنش رو داشتند ).خانه مسکونی خانم مارتقلا در حال حاظر تبدیل به عبادتگاه مسیحیان شده و روزانه بازدید کننده زیادی داره.

ما تو این روستا یک نون و پنیر از یک نانوایی خریدیم که پنیر رو توی نون آماده و تازه قرار میدادند و داخل فر گرم میکردند.خیلی خوشمزه بود اگر رفتید حتمأ امتحان کنید.

در مسیر به شهرک معلولا از یک کلیسا هم بازدید کردیم که مربوط به دو سردار نامدار مسحی بود که به یاد اونها ساخته شده بود این کلیسا 700 سال قدمت داشت و کلی نقاشی های قدیمی و باستانی اونجا نصب بود.قبل از رفتن به داخل این کلیسا دائم به ما میگفتند عکس نگیرید اما نمیدونم چرا تو کت ما ایرانیها نمیره که برادر من ، خواهر من ، وقتی میگن عکس نگیر عکــــــــــــــــْس نــــــــگيــــــــــــــــــر دیگه 

بابا جون.چرا عادت کردیم تذکر بگیریم!!!!!

در ادامه مطلب چند تا عکس از جاهای دیدنی براتون قرار دادم.

این بود سفر نامه سوریه ما.اگر دوستان مطالب دیگه ای هم در مورد سوریه دارند حتمإ به من خبر بدند که در وبلاگ قرار بدم.

موفق باشید




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 آبان1388 توسط 
با سلام به دوستان خوبم

من تلفن یک مشاور رو براتون اینجا قرار میدم.اوندسته از دوستانی که وکیل ندارند میتونید از وجودش استفاده بکنند.

تلفن :09368006650

راستی من یک معلم زبان خوب هم سراغ دارم که سوالات کبک رو خوب کار میکنه و کلأ سوالات به روزی داره.

تلفن این خانم رو هم قرار میدم.

تلفن:09124343373 (خانم برادران) تماس ساعت 10:15 شب

موفق باشید


نوشته شده در تاريخ شنبه 23 آبان1388 توسط 
ساعت حدودأ 10  به وقت محلی بود که ما رسیدیم دم هتل (به عبارتی شتل) و بعد از تحویل اتاق ، یک اتاق به ما دادند رو به دریا اونم از نوع دریای آدم و ماشین و سر و صدا.

منم به روی خودم اصلأ نیوردم اما به قول همسرم  از چهره آویزونت پیدا بود که اوضاع بسیار خرابه.

ملحفه ها رو از چمدون درآوردم و روی تمام تخت کشیدم و خوابیدم.

این رو هم بگم که قبل از رسیدن به هتل لیدر تور ما در مسیر به ما گفت که اینجا برای بیدار شدن هنگام سحر و برای اینکه مسلمانان مبادا برای سحری خواب بمونند و نتونند سحر بلند شند یک توپ کوچک در میکنند اما ما باور نکردیم و گفتیم مگه میشه!! هر کی بخواد بلند میشه هر کی هم نخواد بدون سحری روزه میگیره!!!!

از اینطرف هم چون اتاق ما رو به دریای آدم و شلوغی بود تا حدودای ساعت 2 بامداد سر و صدای زیادی میومد و من به عنوان main applicant نتونستم درست و حسابی بخوابم و به محض اینکه سر و صدا ها یک مقدار کم شد و چشم من گرم شد (ساعت 4 ) با صدای یک توپ عظیم ، گویی بقل گوشت درکرده باشند از خواب پریدم و مثل مستر بین که از خواب پرید قلب منم شروع به تپش تند کرد و همسرم هم مثل من از خواب پرید و شروع کرد به استفاده از کلمات ادبی و شاهنامه خوندن  و ...  .

بعد از چند دقیقه دوباره تونستم بخوابم اما غافل از اینکه بلندگویی که اذان رو میگفت بقل پنجره اتاق رو به دریای ما قرار داشت و دوباره حدود ساعت 5 صدای اذان شروع شد و بعد از تموم شدن اذان از حرصم دوباره خوابیدم و نماز هم نخوندم.

صبح رفتیم پایین که صبحانه بخوریم . انقدر این سالن غذاخوری شیک و با کیفیت بود که نون و پنیر رو نصفه قورت دادیم .اومدیم تخم مرغ برداریم دیدیم  کلأ 1 دونه تخم مرغ مونده و اونم تازه بعد از پخته شدن هنوز عنایت مرغه روش جا مونده و اینجا بود که ترجیح دادیم سریع برگردیم اتاق  و خیلی درگیر امکانات و کیفیت هتل نشیم.

البته ما رفتیم و از امکانات اتاق شکایت کردیم و اونها هم اتاق ما رو عوض کردند و طبقه آخر هتل یعنی پنت هاوس رو به ما دادند که عکسهایی  هم که براتون گذاشتم از بیرون پنت هاوسمون گرفته شده(اگر خیلی خواهان این پنت هاوس هستید به من خبر بدید اسم هتل رو در اختیارتون قرار بدم)

خلاصه ساعت 10 بعد از جابجا کردن اتاق ، من شروع کردم به مرور دوباره سوالات و همسر جان شروع کرد به تنظیم تلویزیون و کانل یابی بود و دائم زیر لب میگفت اوا اینجا چرا همه کانالهای ایران رو میگیره و چرا کانال تهران اینجا انقدر آینه میگیره اما تو تهران خودمون درست و حسابی نمیگیره و هزار تا سوال بی جواب که با خودش رد و بدل میکرد آخر سر هم کانال bbc رو نگرفت که نگرفت و رفت دنبال اصلاح کردن و آماده شدن .

ساعت 1 بعد از ظهر بود و ما آماده رفتن شدیم و نهار هم نخوردیم و من فقط یک سیب خوردم و  رفتیم جلوی درب و یک ماشین گرفتیم به مبلغ 100 لیر به مقصد هتل روتانا.

روز مصاحبه رو براتون قبلأ نوشتم.ادامه سفر به سوریه رو از گشت و گذار و مراکز خرید در سوریه مینویسم.

یک سری از عکس از سوریه در ادامه مطلب براون قرار میدم.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط 
سلام دوستان عزیزم

چند وقته که میخواستم راجب به سفر به سوریه مطالبی بنویسم.حالا فرصتش رو پیدا کردم که ریز به ریز براتون بگم که اونجا چطوری بود و دوستانی که قصد سفر به سوریه دارند چیکار کنند که خیلی اونجا حرص نخورند.

ما حدودأ 10 روز به تاریخ مصاحبه بلیط پرواز و هتل رو از طریق یکی از دوستان رزرو کردیم.البته از اونجایی که تو ماه رمضان بود بعضی از پروازها کنسل شد.هدف ما تهیه بلیط با هواپیمایی ماهان بود اما پروازهاش کنسل شد و ما مجبور شدیم با ایران ایر سفر کنیم.نمیگم پروازهای بدیه و مطمئن نیست اما نوع برخورد کارمندان و مهماندار های هواپیمایی ماهان زمین تا آسمون با ایران ایر فرق میکنه و مهماندارهای مودب و مهربونی داره.

خلاصه پرواز و هتل رو رزرو کردیم و از اونجایی که من سندروم هواپیما دارم ، قبل از پرواز همه حساب و کتابها رو انجام دادم و از همه خانواده و دوستان حلالیت طلبیدم و رفتیم فرودگاه.

کلأ من و همسرم دوتا چمدون همراه بردیم که شمل ملحفه ( 2دست) ، دمپایی روفرشی(2 دست)، صابون و شامپو و وسایل حمام ، لباسهای پلوخوری (روز مصاحبه) و لباسهای معمولی برای رفت و آمد بود.

توصیه 1 به خانمهای عزیز : اگر با تورهای زیارتی میخواین برید سوریه ، حتمأ ملحفه  و رو بالشتی بردارید.تشریف میبرید و میبینید که بیراه نگفتم.

اینجا رو هم بگم که ما چند بار با مسئول تور صحبت کردیم که ترو خدا اتاق ما تمیز باشه و یک اتاقه خوب به ما بدید و مسئول تور به ما هی میگفت سطح توقعتون رو پایین بیاورید و ما هم به توصیه ایشون هی سطح توقع رو پایین آوردیم و پایین آوردیم.نمیدونم تا کجا اومد پایین اما یادمه که دیگه از کلاس و تحصیلات و فرهنگ خبری نبود.

خلاصه در فرودگاه سایر هم توریهای گلمون رو هم دیدیم و احساس کردیم اینجا کلاس ملاس خبری نیست و دائم همسرم به من میگفت که یکباره و اشکالی نداره.منم میگفتم خیالت راحت باشه و من نق و نوق بهت نمیکنم و در حاشیه امنیتی!!!

سوار بر هواپیما شدیم و طبق معمول سر شماره صندلی ها دعوا بود و همه در حال بحث و مجادله بودند.

بعد از 15 دقیقه همه مسافرام مودب و با لبخد سر جاشون نشستند و بعد از قرائت آیت الکرسی و دعای سفر و تکرار اون از طرف همه مسافران  هواپیما رفت سر باند و سرعت گرفت و بلند شد.اینجا یک پرانتز باز کنم که دقیقأ موقع بلند شدن هواپیما یکی از برادران با صدای بسیار بلند گفتند که بر محمد و آل محمد صلوات که من به شخصه بهش حق میدم.

پرواز 3 ساعت بود و همسر جان به محض اینکه هواپیما از روی زمین بلند شد بیهوش شد و توجیهش هم همیشه اینه که من از صبح خیلی کار کردم عزیزم و بایستی استراحت کنم.تو تا سوالات رو یه مروری بکنی من بیدار شدم.خلاصه من موندم و تکونهای لعنتی هواپیما و رفت و آمدهای مردم که همه به یک سمت ختم میشد.

حدود 9.30 بود  که رسیدیم سوریه و من هر چی از تو هواپیما گشتم که چراغی ، برجی ،اتوبانی ، چیزی نورانی توی شهر ببینم ندیدم.(دمشق انگشت کوچیکه تهران هم نمیشه).

فرودگاه دمشق کوچیک و ساده بود .تنها چیزی که خیلی به چشم میخورد رفتار زشت و زننده افسر های چک گذرنامه با ایرانیها بود.اکثرشون با یقه های باز و نامرتب در حال خوردن تخمه بودند و پوست تخمه رو روی زمین میریختند.

چند تا عکس از سوریه و هتلمون در ادامه مطلب براتون میزارم .



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آبان1388 توسط 
سلام دوستان خوبم

ببخشید که این چند وقت نتونستم وبلاگ رو آپدیت کنم.آخه عروسی برادرم بود و مجدد‌‌أ خواهر شوهر شدم.حسابی درگیر بودم و خستگیش هنوز احساس میشه.

خیلی از دوستان راجع به تهیه مانی اوردر(MONEY ORDER) کبک سوال داشتند . ما خودمون دادیم به این آقا که که از طرف دوستانمون معرفی شده بود.مانی اوردر رو  با پست برامون فرستاد.من تلفن این آقا که اینکار رو برامون انجام داد رو براتون میزارم.ایشون گویا در کانادا آشنای نزدیکی داره.

ما چند نفر دیگه رو هم که بهش معرفی کردیم و مانی اوردر رو براشون گرفت.

میخوام تلفنش رو تو کلاس زبان هم قرار بدم که هر کسی خواست بتونه مانی اوردر رو با خیال راحت تهیه کنه.

اگر کسی مانی اوردر خواست بهش یک زنگ بزنه و بگه که از وبلاگ مسافر کبک تلفن رو برداشته.

تلفن :8006650-0936

ایملش : immigration.canada.services@gmail.com
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آبان1388 توسط 
سلام دوستان خوبم

یکی از دوستان که به تازگی از مصاحبه برگشته یک فایل مفید در اختیار من قرار داده تا در وبلاگم قرار بدم که سایر دوستان که در پروسه مهاجرت هستند بتونند ازش استفاده بکنند.البته ممکنه اشکالات کوچکی هم داشته باشه اما بطور کلی سودمنده و زحمت براش کشیده شده.

فایل خوبیه و اطالاعات مفیدی داره.

http://www.justupit.com/get.php?id=f8d7069e6ea4375f3f77f523905ba44d



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آبان1388 توسط 
1- توصیف روز مصاحبه از زبان مسافر کبک 

مصاحبه ما روز ۱۷ سپتامبر و در ساعت ۲ بعد از ظهر بود.مکان مصاحبه هم در هتل روتانا در خیابان مزه غربی قرار داشت.ما با پرواز ایران ایر روز ۱۶ سپتامبر رفتیم و شب رسیدیم سوریه.شب رو در هتل استراحت کردیم و فردا صبح که روز مصاحبه بود من یک مقدار سوالات مهم رو مرور کردم و برای ساعت ۱۳ از هتل زدیم بیرون و رفتیم هتل روتانا.خیابان مزه در سوریه خیابان معروفیه و اکثر راننده تاکسی ها اون خیابون رو بلدند چون سفارت ایران و کانادا و کبک چسبیده بهم در این خیابون قرار دارند.

بهر صورت ما  یک ربع زودتر به هتل رسیدیم و در لابی منتظر بودیم تا یک آقای تقریبأ تپل و بامزه اومد و ما رو صدا کرد و بعد از احوال پرسی اولیه سوار آسانسور شدیم و توی آسانسور از همسرم پرسید که شما هردوتون تو هواپیمایی کار میکنید یا نه که همسر جان اشتباه متوجه شد و گفت بله اما آفیسر اصلأ به روی خودش نیاورد.

بعد ما رو به اتاق کارش دعوت کرد و یک اتاق خوشگل با مبلمان ساده و در عین حال شیک و خیلی هم خنک بود و برای من که افت فشار و قند پیدا کرده بودم خیلی جالب نبود.

من و همسرم رو دعوت به نشستن کرد و خودش پشت لب تاپش نشست و مصاحبه ما شروع شد.اول از همه مدارک ازدواج و شناسنامه ها رو با اصلشون تطبیق داد و چک کرد و در عین حال هم هر سوالی که مربوط به مدارک میشد میپرسید اما خیلی شمرده و واضح سوال میکرد و فکر کنم فهمیده بود ما ناشی هستیم و سعی میکرد ما رو هول نکنه.

بعد راجب به کار من پرسید که شغلم چیه و کجا کار میکنم.سمتم در شرکت چیه و با چند نفر مستقیمأ در ارتباط هستم.سابقه کار و نامه به روز شده کار رو ازم خواست که تحویل دادم و در عین حال همه اطلاعات رو در یک سیستمی وارد میکرد.فکر میکنم برای خودشون یه نرم افزار خاص دارند که قسمت به قسمت توسط این آفیسر ها پر میشه و امتیاز هر قسمت رو مشخص میکنه. 

بعد ازم خواست که به انگلیسی براش توضیح بدم که چرا میخواین مهاجرت کنیم و من از اونجایی که زبان انگلیسیم از وقتی که فرانسه میخونم دچار چالش شده بود باتته و پته شروع کردم و همسرم دائم سرش رو به علامت تأیید حرفهای من تکون میداد که یعنی درست میگی!!!

خلاصه ما توضیح رو دادیم و گفت حالا چرا میخوای بری کبک و من با کلمه طلایی که به خاطر اینکه من زبان فرانسه رو خیلی دوست دارم شروع کردم که گفت اینرو همه ایرانیها میگن و اینجا من مجبور شدم که به جملات زیبا و قصار موجود در سوالات رجوع کنم و همچین از کبک تعریف کردم که هی میگفت اووههووم اووههوم یعنی این خوبه.

بعد پرسید اگر بخوای اونجا مهندس باشی چیکار باید بکنی که من راجب به انجمن مهندسین توضیح دادم و از اقتصاد کبک و نام نخست وزیر کبک پرسید.

بعد شروع کرد از همسر جان به سوال پرسیدن که در اینجا همسر گل نتونست خیلی فرانسه صحبت کنه و زد به دشت کربلا و تمام شغل و کارش رو انگلیسی توضیح داد و جالب اینجاست که آفیسر هم اطلاعات بسیار خوبی راجب به شرکتهای هواپیما سازی و سایر شرکتهایی که در مونترال قرار دارند داشت و با هم کلی اطلاعات رد و بدل کردند.

راجب به خواهرم پرسید که من گفتم در کبک زندگی میکرده اما در حال حاضر در آمریکا هست که امتیاز زندگی خواهرم در کانادا رو صفر داد و گفت چون زندگی نمیکنه امتیازی بهتون تعلق نمیگیره .

همه چیز خیلی خوب پیش رفت و راجب به خانوادم و تعداد خواهر و برادرام پرسید.

در انتها هم میزش رو جم و جور کرد و گفت میدونید چقدر امتیاز گرفتید که همسرم یک عدد رو گفت و از منم پرسید که حدس همسرم درست بود و بهمون خیلی مودب و با احترام تبریک گفت.

راستی یک برگ هم برامون پرینت گرفت که قوانین کبک در اون نوشته بود و اول برامون خوند و گفت اگر موافق هستید امضا کنید که ما هم سه سوت امضا کردیم.

ما سرچ کاری هم داشتیم کد های NOC رو هم آماده کرده بودیم.و من حدود 50 تا شرکت در کبک رزومه فرستاده بودم و همه رو بهش نشون دادم و اونم خیلی خوشش اومد و گفت خیلی کار خوبیه که از حالا دنبال کار مورد نظرتون باشید و میتونید به شرکتها اعلام کنید که ما حدودأ 7 8 ماه دیگه اونجا هستیم و در جستجوی شغل مناسب هستیم.

2 تا نامه هم از کلاسهای زبانم برده بودم که اونها رو ازم گرفت و ضمیمه پروندم کرد.نامه attestation سفارت فرانسه رو خیلی خوشش اومد و پرسید چه دوره هایی اونجا گذروندی که من گفتم conversation 1 , 2  رو گذروندم.

در آخر هم به من گفت شما فرانسه زبان هستید اما همسرتون هنوز انگلیسی زبانه و باید تلاش بکنه که فرانسه رو سریعتر یاد بگیره.

مصاحبه خیلی خوبی بود و به خاطر رفتار خوبی که با ما داشت زمان رو از یاد بردیم و وقتی ساعت رو نگاه کردیم دیدیم حدودأ 1:10 دقیقه بود که داشتیم صحبت میکردیم و در آخر با خنده گفت که نمیخواید برید هتل که ما هم خندیدیم و اومدیم بیرون.

پس با یک جمع بندی خوب طبق صحبت بقیه دوستان میشه به این نتیجه رسید که با اعتماد به نفس و شاداب بودن و نشون دادن این موضوع که فرد تلاشگری هستی و برای مهاجرت دلیل و انگیزه قوی داری , در مصاحبه قبول میشید.

امیدورام همه دوستان این مرحله رو به خوبی پشت سر بگذرونند.

 یک عکس از هتل روتانا و رویال سوئیت که محل انجام مصاحبه ها هست براتون میزارم.

هتل روتانا


هتل رویال سوئیت

خبر  :

در بولتن اجرایی جدید سازمان مهاجرت کانادا به تاریخ 16 سپتامبر، به آفیسرها ابلاغ شده است که پرونده‌های متقاضیان ایرانی ساکن در داخل ایران ( دیدار با اقوام درجه ۱ ) را سریع‌تر بررسی نمایند و این اقدام را پاسخی به وضعیت موجود در کشور ایران نام نهاده است.

لینکش هم اینجاست.(از وبلاگ مسافر کوچولو)

در ضمن از قرار معلوم دفاتر آنکارا و ابوظبی هم ازین پس به شمار دفاتر بررسی کننده پرونده‌های ایرانیان متقاضی مهاجرت اضافه می‌شوند که این نیز به خودی خود روال پرونده ها را سریع تر می کند."

موفق باشید.


2- توصیف روز مصاحبه از زبان آرمین دوست خوبم

man avalin nafar budam unruz baraye mosahebe,

ba yek khanumi be name Clemence Marchande mosahebe dashtam tu sefarat.kheili khanume khubi bud, jeddi bud va movaghar
az man hich soali rajebe tarikho joghrafiae Quebec naporsid
man khodam shuru kardam be harf zadan ke man baratun kheili madarek avordam va goft jalebe hatman neshunam bedin ama aval passportetuno bedin
baad tak tak madarekamo did,madrake daneshgah ke az ukraine bud,porsid ke lisanse va foghe lisansamo dar che reshtei gereftam,goftam behesh va goft shoma rusi baladin goftam bale ukraini ham baladam, kheili taajob kard va goft bayad zabune sakhti bashe,goftam bale az faarnce sakhttare 
goft nazare shoma dar rabete ba imaniye kargahe sakhtemuni chie va che karai mikonin tue kargahe sakhtemunitun ? (man chon omrane rehstam va sarparaste kargaham) manam behesh tozih dadam ke chikar mikonam tu kargah va ba kargara chetory hastim.
porsid agar berin quebec tue sarmae unja ,bedune kar bedune ja chikar mikonin? goftam man be sarma adat daram chon ukraine budam 6 saal,va barae kar ham khob hame bayad az karae avalie shuru konan

porsid aya dar iran ejaze kar darin
goftam bale
goft dige kudum keshvara ejaze kar darin
goftam ukraine rusie va belarus
goft kheili baram jalebe ke yek irani rafte ukraine dars khunde goft barikala ke enghdr zaban baladin va farance ro kheili khub sohbat mikonin (manam hey migoftam baba jane madaret un CSQ ro sader kon man barat afrighai ham harf mizanam :) )

hamin bud ,hich soale digei nakard... man khodam harf mizadam va hatta nazasht hame madareki ke barash bordebudamo neshunesh bedam,goft dige niazi nist.va tabrik migam shoma ghabulin

badesh tozih dad ke chikar bayad bokonino ina.

nokte mohem in bud ke az har kasi momkene soalae ajibgharibi bokone...inai ke migan berin 4-5 mah farance bekhuni badesh soala ro bekhunin berin eshtebahe mahz mikonan,kheili be deghat be man tajavoh dasht ke man chi migam va che juri harf mizanam, ke bebine man khodam daram harf miznama ya daram javabe soal barash az hefz mikhunam!!!
(man hatta yek soal ham nakhundam barae mosahebe)
farance ro bayad kheili khub sohbat kard barae mosahebe man mokhalefam ba soal khundan va hefz kardan.

nokte moheme dige in bud ke nazdike 80% afradi ke unruz raftan ro rad kardan!!!! man vaghan shoke shodam!!
vaghan az 10 nafar 2-3 nafar ghabul shodan.
3 zoj va 2 nafar mojarad ro man khodam didam ke reject shodan vafaghat 2 nafar ro didam ke ghabul shodan ...chon hotelam nazidke unha bud.

Omidvaram sudmand bude bashe azadeh jan, agar kasi soali dasht hatman be man benevisin:

Armin@i.ua


3- توصیف روز مصاحبه از زبان نارسیس دوست خوبم

Ruze mosahebeye man:

man yek saat ghabl az mosahebe rotana budam.
ye khanume mosen umad va mano seda kard, manam ba khande pashodam ke bahash beram. khodesh umad jelo dast dad, khosh amad goft va ahvalporsi kard. ba ham raftim samte asansor va az hamun ja shoru kard be sohbat kardan.
mani kheili adam khosh khande va shukhi hastam, aslan say nakardam khodamo control konam ke shukhi nakonam, harchand riske bozorgi bud. az hamun aval harchi azam porsid ba shukhi va khande javabesho dadam.
vaghti residim too otaghesh faghat etelaate passportamo chek kard, goft maniye esmet chiye. ki vasat in esmo entekhab karde.
badesh goft asle madarke lisans va foghe lisans va sabegheye kare in chand maho bede.
behem goft madaraket kheili kheili kamel bude va man niyaz be chek kardane hichi nadaram.
hameye in marahel 10 deighe tul keshid
badesh goft bebin man natijeye mosahebaro midunam, faghat chand ta saoal azat daram.
chera quebec ro entekhab kardi.
raje be tadrise zabane french tuye quebec chi miduni.
goft kodum shahr mikhay zendegi koni va ashnna too quebec dari ya na?
Goft dust dari English sohbat konim, goftam French ro tarjih midam.be English goft chera mikhay beri quebec
Ba ye jomleye kheili kutah javab dadam va goftam man French ro ba English ghati mikonam, oonam goft aslan eshkal nadare va dobare raft roo French.
Hameye soala 5 deyghe tul keshid.
na e-maile kar va searche kar azam khast na hich chize dige
dar hame hal dar hale taip kardan bud va manam az kuchektarin forsat vase shukhi va tike andakhtan behesh estefade mikardam....az aval ta akhar khanume dasht mikhandid.
yeho parid bala dastesho deraz kard va goft bravo, shoma ghabulid, khoshhalam ke quebec paziraye dokhtari mesle shomast, shoma az behtarin kandidahaye ma hastid, che az nazare kamel budane madarak, che az nazare raftar va tarze barkhord va che az nazare ettelaat (!!!!!!!!!!!!!!!.......)
azash tashakor kardam, goftam ke che lahjeye ba mazei darid, man fek konam koli time bayad vase yad gereftanesh bezaram. goft biya inja ta bet begam koja beri too internet va chanta sait vasam baz kard kard ke dashtan quebeci harf mizadan goft mifahmi goftam daran raje be autochtonha ke ahaliye bumiye amrikaye shomali hastan harf mizane kolli zogh kard.
goft kojaha rafti in chand ruz, ta key mikhay bemuni va…
kolli vasam search kard raje be jahaye didaniye suriye va print kard behem dad goft hatman boro injaharo bebin. badesham dige man didam engar daram kheili porroo misham va vaghtesho migiram. mazerat khahi. daro vasam baz kard, dobare dast dad va khodahafezi kard.

Hamin
Pas lotfan hichkas esters nadashte bashe
Harchi bishtar betarsid, bishtar azatun soal miporse
Javabatun kutah vali kamel bashe…ziyad tozihe alaki nadid
Lotfan javabaro hefz nakonid, say konid tabii tozih bedid

Motmaenam ke hame ghabulan



4- توصیف روز مصاحبه از زبان لفافه دوست خوبم

http://www.darlafafe.blogfa.com/


5- توصیف روز مصاحبه از زبان درباره یک هجرت دوست خوبم

http://yekhejrat.blogspot.com/


6- توصیف روز مصاحبه از زبان مهربانو  دوست خوبم

http://mehrbanoo2009.blogspot.com/2009/10/blog-post_3539.html#comment-fo


7- توصیف روز مصاحبه از زبان بهرنگ دوست خوبم

سوریه:

rastesh ma chon dubai zendegi mikonim khodemoon hotel reserve kardim hotel sherato , keh hoteleh fogholadee ham bood 5 setareh bood
forodhaeh dameshgh kheyly mozakhrafhe va hameh taghriban zireh tablo no smoking daran sigar mikeshan shayd bavaretoon nasheh valy to havapeyma ham sigar mikeshidan har ja ham bery sigar azadeh va hatamn jasigary hast az fordgah barayeh shahr ham bus hast ham taxi keh man pishnahad mikonam ba taxi berid har chand taxi az fordgah nesbat be dakhleh shahr kheyly gerooneh va hatamn chooneh bezanid har chi oona goftan shoma nesfesh ro begi ma 1500 pound ya hamoon lireh syria barayeh taxi dadim keh dar bargasht ageh az taxi hayeh dakhleh shar begirid in meghdar 500 lireh bishtar nist dakheleh shar ham kerayeh kheyly arzooneh va ehtemala shoma nabay bishtar az 100 lireh ya nahayat 200 lireh barayeh taxi darbast va yek masafateh nesbatan ziad pardakht konid man pishnahad mikonam ageh hoteleh khodetoon khoob nabood hatamn yek sary be hotel sheraton bezanid va sham ya nahar ro oonja bekhorid chand ta resturant khoob dareh soragheh PUB ro to hotel begirid ghazash va fazash kheyly khoob bood..

روز مصاحبه :

dar mordeh mosahebeh ham bayad begam ma dar sefarat mosahebeh dashtim , sefrateh Quebec kheyly kochikeh va 2 ta otagh barayeh mosahebeh dareh keh officer poshteh yek panjereh mishineh va sohbat mikoneh case officer am aghayeh poison bood yek aghyeh be tama maena va fogholadeh khoob va khoosh barkhord bishtareh soalha ra jeh beh kar bood va in keh chera Quebec ro entekhab kardim kolan 75 daghigh tool keshid keh bishtaresh ro dasht type mikard va ma saket boodim
rastesh az ma feghat madarekeh tahsil ro kkahst va govahieh kar va az bank chizi nakhast
man francam ziad khob nist vasatassh azash ejazeh gereftam va english sohbat kardam makhsoosan rajeh be karam be nazareh man kheyly mohem bood keh ma ba etelateh kamel raftim ham rajeh be quebec ham rajeh be khodemoon va karemoon va saey kardim aslan khodemoon ro moztareb neshoon nadim nokteh jaleb in bood keh bar khalafeh pishbini ma soal aval ro az hamsaram porsid har chand keh man main applicant boodam az hamsaram faghat rajeh be karesh porsid va baed az man baghieh soalha.
avaleh mosahebeh ham baramoon tozih dad keh hadaf az in mosahebeh chieh akhareh mosahbeh ham man yek form emza kardam va behemoon goft 2 daghieghe behesh forsat bedim ta natijeh ro nehemoon begeh rastehs in 2 daghighe barayeh man va hamsaram sakht tarin 2 daghighe omeremoon bood valy khob akhareh behemoon tabrik goft!!!

rasty havyeh dascus shab kheyly khoob bood va yek mantaghee hat mesleh darbandeh khodemoon keh yek alam resturant dareh ageh eshtebah nakonam to lebnaon road bood ageh doost dashtid yek sham ham oonja bekhorid dar zemneh az mardomeh shar entezar nadashteh bashid english ya french balad bashan kheyly daghoonan


8- توصیف روز مصاحبه از زبان پریسا دوست خوبم

روز مصاحبه :
salam mosafere quebec
. aslan negarane mosahebe nabashid . harchi ba etemad benafse bishtar bashid mosahebat behtar anjam mishe. mosahebeye man kheili khob bood . kolan 30 daghighe tool keshid. az hamoon avayele mosahebe az raftaresh mifahmi nazaresh chiye . az man aval khast khodam ro moarefi konam. bad passportamo gereft . kheili khas negah mikonan . mikhan az lahaze ravanshenasi adamo takhmin bezanan . bayad aram va khonsard hamrah ba labkhand negaheshon koni. bad az man madrake daneshgahamo khast. bad ham nameye sabegheye karam. name ro to madarek gozasht va be man bar nagardond. bad dar morede reshtam azam porsid. inke aya sabegheye karam ba reshtam mortabete. man ham kamel barash tozih dadam. bad porsid chera mikhay keshvareto tark koni. bad chera quebec ro entekhab kardi. porsid aya mitona english sohbat konam va man ham goftam bale. interview be english switch shod. dar morde daramadam dar iran porsid va inke hadeaghale hoghogh dar iran chande. dobare be faranse switch kard. va porsid fekr mikoni ke to quebec rahat kar peyda mikoni . age kar peyda nakardi chi kar mikoni ?
azam porsid che investementi dari va az koja avordi. aya mitoni pooli ro ke gofti ba khodet be quebec biari. pedar va madaret behet komamk mikonan ya na ?
badesham goft ke shoma accept shodi.
mikhan bedonan ke etelaati ke barashon ferestadi doroste va inke to ba shenakhte kamel dari miri quebec va mitoni khodeto baraye ye modati ke kar nadari support koni

omidvaram movafagh bashi


9- توصیف روز مصاحبه از زبان لی لی دوست خوبم

روز مصاحبه :

valla mano kheili soal pich nakard,man mosahebam sefarat bood.bebhem goft aval madareketo check mikonam va bad rajebe projehae ke dari harf mizanim.bad madareko check kard,goft onja kio dari chikaras chikar mikone az oonja chi mige .rajebe kar porsid job search neshon dadam.rajebe ordre des ingeniur porsid bazam searchamo neshon dadam.rajebe khanevadam porsid .va inke chand vaghte zaban mikhonam .ye soalam be english porsid goft ke oonja beri barnamat chie.negaran nabashid man har kio didam ghabool shode


9- توصیف روز مصاحبه از زبان کامیار دوست خوبم

من در هتل روتانا مصاحبه داشتم که حدود یک ساعت و نیم طول کشید . آفیسر پس از معرفی خودش ، حدود 2 دقیقه خیلی سریع مقدمات لازم جهت مصاحبه را گفت و پس از تائید من جهت آمادگی با لپ تاپ خود مشغول به کار شد . در ابتدا ، آخرین سابقه کار و اصل دیپلم و لیسانس را خواست و با ترجمه و کپی مدارک مطابقت داد . سوالات مصاحبه از این قراربود : فارغ التحصیل چه رشته ای هستید و تخصصتان چیست ؟ آخرین سابقه کار شما در چه زمینه ای است ؟ در مورد شرکتی که در آن کار میکنید توضیح دهید و اینکه چند کارمند دارد و شما چه سمتی در این شرکت دارید و شرکت در چه زمینه ای فعالیت میکند؟ چرا میخواهید به کانادا مهاجرت کنید ؟ چرا کبک را انتخاب کردین ؟ آیا میخواهید در کبک در زمینه تخصصتان کار کنید ؟ در چه زمینه های دیگری تخصص دارید ؟ میدانید که برای زندگی در کبک باید شرایط سختی را سپری کنید ؟ آیا بستگان یا دوستانی هم در استان کبک دارید ؟ چند مدته که اونجا زندگی میکنن ؟ درمورد کبک چه چیزی به شما گفته اند ؟ شما از کبک چه میدانید ؟ در مورد اقتصاد و صنعت کبک چه میدانید ؟ میتوانید به انگلیسی صحبت کنید ؟ در مورد جغرافیا و آب و هوای کبک چه میدانید و گفت این سوال را به انگلیسی پاسخ دهید ؟ برای پیدا کردن کار در کبک چه کاری کرده اید ؟ در مورد سازمان نظام مهندسی استان کبک چه میدانید ؟ در چه سایتهای کاریابی ثبت نام کرده اید ؟ مدرک زبان هم دارید ؟ در کجا فرانسه را آموختید و به چه مدت ؟ و سپس 3 دقیقه با لپ تاپش کار کرد و گفت که تبریک میگم شما قبول شدید . یک دفترچه راهنمای کبک و یکسری پرینت را به من داد که از جمله برگه ی CSQ بود و پس از چند دقیقه توضیحات تکمیلی توسط آفیسر ، مصاحبه ما به پایان رسید .


همانطور که کلیه دوستان به اون اشاره کردن ، داشتن اعتماد بنفس یکی از رموز مهم موفقیت در مصاحبه است و من بخشی ازاین اعتماد بنفسم را مدیون اطلاعات مفید در وبلاگ دوستان مختلف هستم و از همین جا از همشون تشکر میکنم .
موفق باشید


نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آبان1388 توسط 
مصاحبه ما روز ۱۷ سپتامبر و در ساعت ۲ بعد از ظهر بود.مکان مصاحبه هم در هتل روتانا در خیابان مزه غربی قرار داشت.ما با پرواز ایران ایر روز ۱۶ سپتامبر رفتیم و شب رسیدیم سوریه.شب رو در هتل استراحت کردیم و فردا صبح که روز مصاحبه بود من یک مقدار سوالات مهم رو مرور کردم و برای ساعت ۱۳ از هتل زدیم بیرون و رفتیم هتل روتانا.خیابان مزه در سوریه خیابان معروفیه و اکثر راننده تاکسی ها اون خیابون رو بلدند چون سفارت ایران و کانادا و کبک چسبیده بهم در این خیابون قرار دارند.

بهر صورت ما  یک ربع زودتر به هتل رسیدیم و در لابی منتظر بودیم تا یک آقای تقریبأ تپل و بامزه اومد و ما رو صدا کرد و بعد از احوال پرسی اولیه سوار آسانسور شدیم و توی آسانسور از همسرم پرسید که شما هردوتون تو هواپیمایی کار میکنید یا نه که همسر جان اشتباه متوجه شد و گفت بله اما آفیسر اصلأ به روی خودش نیاورد.

بعد ما رو به اتاق کارش دعوت کرد و یک اتاق خوشگل با مبلمان ساده و در عین حال شیک و خیلی هم خنک بود و برای من که افت فشار و قند پیدا کرده بودم خیلی جالب نبود.

من و همسرم رو دعوت به نشستن کرد و خودش پشت لب تاپش نشست و مصاحبه ما شروع شد.اول از همه مدارک ازدواج و شناسنامه ها رو با اصلشون تطبیق داد و چک کرد و در عین حال هم هر سوالی که مربوط به مدارک میشد میپرسید اما خیلی شمرده و واضح سوال میکرد و فکر کنم فهمیده بود ما ناشی هستیم و سعی میکرد ما رو هول نکنه.

بعد راجب به کار من پرسید که شغلم چیه و کجا کار میکنم.سمتم در شرکت چیه و با چند نفر مستقیمأ در ارتباط هستم.سابقه کار و نامه به روز شده کار رو ازم خواست که تحویل دادم و در عین حال همه اطلاعات رو در یک سیستمی وارد میکرد.فکر میکنم برای خودشون یه نرم افزار خاص دارند که قسمت به قسمت توسط این آفیسر ها پر میشه و امتیاز هر قسمت رو مشخص میکنه. 

بعد ازم خواست که به انگلیسی براش توضیح بدم که چرا میخواین مهاجرت کنیم و من از اونجایی که زبان انگلیسیم از وقتی که فرانسه میخونم دچار چالش شده بود باتته و پته شروع کردم و همسرم دائم سرش رو به علامت تأیید حرفهای من تکون میداد که یعنی درست میگی!!!

خلاصه ما توضیح رو دادیم و گفت حالا چرا میخوای بری کبک و من با کلمه طلایی که به خاطر اینکه من زبان فرانسه رو خیلی دوست دارم شروع کردم که گفت اینرو همه ایرانیها میگن و اینجا من مجبور شدم که به جملات زیبا و قصار موجود در سوالات رجوع کنم و همچین از کبک تعریف کردم که هی میگفت اووههووم اووههوم یعنی این خوبه.

بعد پرسید اگر بخوای اونجا مهندس باشی چیکار باید بکنی که من راجب به انجمن مهندسین توضیح دادم و از اقتصاد کبک و نام نخست وزیر کبک پرسید.

بعد شروع کرد از همسر جان به سوال پرسیدن که در اینجا همسر گل نتونست خیلی فرانسه صحبت کنه و زد به دشت کربلا و تمام شغل و کارش رو انگلیسی توضیح داد و جالب اینجاست که آفیسر هم اطلاعات بسیار خوبی راجب به شرکتهای هواپیما سازی و سایر شرکتهایی که در مونترال قرار دارند داشت و با هم کلی اطلاعات رد و بدل کردند.

راجب به خواهرم پرسید که من گفتم در کبک زندگی میکرده اما در حال حاضر در آمریکا هست که امتیاز زندگی خواهرم در کانادا رو صفر داد و گفت چون زندگی نمیکنه امتیازی بهتون تعلق نمیگیره .

همه چیز خیلی خوب پیش رفت و راجب به خانوادم و تعداد خواهر و برادرام پرسید.

در انتها هم میزش رو جم و جور کرد و گفت میدونید چقدر امتیاز گرفتید که همسرم یک عدد رو گفت و از منم پرسید که حدس همسرم درست بود و بهمون خیلی مودب و با احترام تبریک گفت.

راستی یک برگ هم برامون پرینت گرفت که قوانین کبک در اون نوشته بود و اول برامون خوند و گفت اگر موافق هستید امضا کنید که ما هم سه سوت امضا کردیم.

ما سرچ کاری هم داشتیم کد های NOC رو هم آماده کرده بودیم.و من حدود 50 تا شرکت در کبک رزومه فرستاده بودم و همه رو بهش نشون دادم و اونم خیلی خوشش اومد و گفت خیلی کار خوبیه که از حالا دنبال کار مورد نظرتون باشید و میتونید به شرکتها اعلام کنید که ما حدودأ 7 8 ماه دیگه اونجا هستیم و در جستجوی شغل مناسب هستیم.

2 تا نامه هم از کلاسهای زبانم برده بودم که اونها رو ازم گرفت و ضمیمه پروندم کرد.نامه attestation سفارت فرانسه رو خیلی خوشش اومد و پرسید چه دوره هایی اونجا گذروندی که من گفتم conversation 1 , 2  رو گذروندم.

در آخر هم به من گفت شما فرانسه زبان هستید اما همسرتون هنوز انگلیسی زبانه و باید تلاش بکنه که فرانسه رو سریعتر یاد بگیره.

مصاحبه خیلی خوبی بود و به خاطر رفتار خوبی که با ما داشت زمان رو از یاد بردیم و وقتی ساعت رو نگاه کردیم دیدیم حدودأ 1:10 دقیقه بود که داشتیم صحبت میکردیم و در آخر با خنده گفت که نمیخواید برید هتل که ما هم خندیدیم و اومدیم بیرون.

پس با یک جمع بندی خوب طبق صحبت بقیه دوستان میشه به این نتیجه رسید که با اعتماد به نفس و شاداب بودن و نشون دادن این موضوع که فرد تلاشگری هستی و برای مهاجرت دلیل و انگیزه قوی داری , در مصاحبه قبول میشید.

امیدورام همه دوستان این مرحله رو به خوبی پشت سر بگذرونند.

خبر  :

در بولتن اجرایی جدید سازمان مهاجرت کانادا به تاریخ 16 سپتامبر، به آفیسرها ابلاغ شده است که پرونده‌های متقاضیان ایرانی ساکن در داخل ایران ( دیدار با اقوام درجه ۱ ) را سریع‌تر بررسی نمایند و این اقدام را پاسخی به وضعیت موجود در کشور ایران نام نهاده است.

لینکش هم اینجاست.(از وبلاگ مسافر کوچولو)

در ضمن از قرار معلوم دفاتر آنکارا و ابوظبی هم ازین پس به شمار دفاتر بررسی کننده پرونده‌های ایرانیان متقاضی مهاجرت اضافه می‌شوند که این نیز به خودی خود روال پرونده ها را سریع تر می کند."

موفق باشید.


نوشته شده در تاريخ شنبه 4 مهر1388 توسط 
سلام دوستان خوبمم

واقعأ شرمنده هستم که اینهمه برای من پیغامهای خوب خوب و گرم گذاشتید و خجالت زده از اینکه نتونستم درست و حسابی بهتون جواب بدم.

از خدا که پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه که خیلی خیلی سرم شلوغه و باید تو این مدت کم کلی  سوال رو بخونم و 50 دور هم مرور  کنم.سخته اما فکر میکنم الان به یک سطح عادی رسیدم و بطور کامل مطالعه کردم.شنبه هم آخرین جلسه معلم خصوصی هست و گفته که کل مدارک سرچ کار رو براش ببرم.نامه هایی که از سایتهای کاریابی دریافت کردم هم ضمیمش کنم.رزومه ترجمه شده و 3 تا شرکت مهم که در کبک مربوط به رشته خودم هستند رو پیدا کنم و براش ببرم که ببینه.

یک نکته جالب رو هم معلمم بهم گفت این بود که لباسی رو که میپوشیم رو هم بتونم به فرانسه بیان کنم.انسان  مورد علاقم و درباره خونم و محل زندگیم هم باید بتونم توضیح بدم.درباره یک روز تعطیل و la voile هم باید توضیحات لازم رو بلد باشم.

من 1 ماه از شرکت مرخصی گرفتم و فکر میکنم واقعأ مفیده.چون درس خوندن حسابی با کار اصلأ جور در نمیاد و در شرکت آدم همش با همه درگیره و نمیتونه درس بخونه.

راستی تعداد نفراتی که در شهریور ماه مصاحبه دارند زیاده از جمله کامیار , نارسیس , همکار , لفافه , هومن , علی , لی لی , پریسا , بهرنگ و ....

اگر دوست دیگه ای هم هست به من اعلام کنه که اسمش رو اینجا قرار بدم .میخوام ببینم چند درصد از دوستانمون در  ماه شهریور قبول میشند.

از خدا میخوام که هممون قبول بشییم و خوشحال از سفر سوریه برگردیم.

دوستان عزیز

1 -  لی لی در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه06-09-2009

2 -  پریسا در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه 09-09-2009

3- بهرنگ در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه09-09-2009

4- همکار در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه16-09-2009

5- نارسیس در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه17-09-2009

6- آزاده در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه17-09-2009

7- کامیار در مصاحبه قبول شد.تاریخ مصاحبه 15-09-2009


خبر جدید :افتتاح هایپر استار در غرب تهران

بشتابید بشتابید اما بعد از افطار نه !!!!!!!!! خیلی شلوغه و اصلأ جای پارک نیست.آدرسش هم بلوار فردوس غرب -بهار جنوبی - فروشگاه هایپر استار

فروشگاه خیلی خیلی قشنگ و بزرگ بود و خیلی هم تمیز.خیلی شلوغ بود و ما نتونستیم خرید کنیم.یعنی خرید کردیم اما وقتی اومدیم دم صندوق دیدیم جمعیتی وایساده که نگو.یک چیز جالبی که دیدم صندوقهایی بود که خرید کمتر از 10 قلم رو قبول میکرد اما اونها هم شلوغ بود و ما اجناسمون رو گذاشتیم سر جاش و اومدیم بیرون.

همه چی تو این فروشگاه هست و به نظرم قیمتهاش مناسب بود.شاید به دلیل افتتاح شدنش بود نمیدونم.مردم همه کوکا کولا میخریدند.چرا؟؟؟؟؟

ساعت کارش از 9 صبح تا 12 شب.پارکینگ هم داره و میتونید خیلی شیک ماشینتون رو ببرید تو پارکینگ اما فکر نمیکنم این مسئله تا 2 3 ماه دیگه تحقق پیدا کنه.چون فعلأ باید تهرانیهای عزیز بیان و ببینند و بعد هم شهرستانیهای گلمون بیان ببینند.من شنیدم 25% سرمایه گذاری فرانسوی و 75%سرمایه گذاری امارات و اجناس کلأ ایرانی هست اما من فکر میکنم جنساش مال چین و تایلند هم هست.

حتمأ برید و ببینید.قشنگه.

فکر نکنم بتونم قبل از سفر به سوریه پست جدید بزارم . میریم و میام با خبرهای خوب.برامون دعا کنید.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 شهریور1388 توسط 
سلام دوستان خوبم

امروز میخوام این پست رو اختصاص بدم به جمع اوری مدارکی که در زمان مصاحبه سوریه و بعد از اون برای باز کردن فایل  فدرال باید همراه داشته باشیم .

ما و چند تا از دوستان دیگه که کم هم نیستند تو شهریور وقت مصاحبه داریم وبرای همه سوال پیش میاد  که چه مدارکی رو باید به همراه داشته باشیم .

۱- پاسپورتها که بایستی حداقل ۱۲ ماه اعتبار داشته باشه.

۲- لیسانس دانشگاه (یا فوق لیسانس) یا دیپلم کالج یا دیپلم دیبیرستان

۳- ریز نمرات هر دو متقاضی (برای کسانی مثل من که نفرستاده بودم)

۴- نامه ای مبنی بر شرکت در کلاسهای زبان فرانسه

۵- برگه های سوء پیشینه که فقط ۱ ماه هم اعتبار داره.

۶- نامه تمکن مالی

۷- پرینت برگه هایی که کد رشته شغلی در اونها ذکر شده باشه.

۸- پرینت شرکتهایی که باهاشون برای کار مکاتبه کردید.هر چی بیشتر بهتر

برای فدرال هم باید مبلغ پول رو برای سفارت آماده کرد.راستی سفارت ۵ شنبه و جمعه و شنبه تعطیله و از ۱ شنبه تا ۴ شنبه فقط میشه به سفارت مراجعه کرد.

دوستان عزیزی که این مرحله رو پشت سر گذاشتید خوشحال میشم راهنمایی کنید.

چند متمم در پیوند با لیست از طرف کامیار :

A- نامه سابقه کار به روز شما که با توجه به زمان لازم جهت ترجمه رسمی (3 تا 5 روز) باید تهیه گردد و حتماً همراه داشت .
B- دوستی میگفت که برگه عدم سوء پیشینه را جدیداً میتوان حتی تا 3 ماه هم تمدید کرد .
C- اگر از زمان ارسال مدارکتان تا اکنون مدرکی جدید از موسسه ای یا آموزشگاهی اخذ کردین حتماً ترجمه و همراه خودتان ببرید .
D- ارایه مدرک یا نامه ای مبنی بر شرکت در کلاسهای زبان فرانسه فقط به منزله یک ذهنیت مثبت برای آفیسر تلقی میشود و امتیازی ندارد دقیقاً مانند فرم دوست در کانادا .
E- فرمهای مربوط به فدرال شامل 3 فرم قدیمی (که باید دوباره پر کرد) و 2 فرم جدید است که میتوان از سایت مهاجرت کبک آنها را دانلود کرد + بانک درافت یا رسید پرداخت پول 550$ و عکس
F - شش قطعه عکس 4.5×3.5 با پشت نویسی به انگلیسی .
G - نامه تمکن مالی میتونه هر مبلغی باشه ولی مقدار پولی را که به آفیسر اعلام میکنید .

 2 مورد دیگه از مدارکی که باید همراه داشته باشید (کامیار)

1- یک کپی برابر با اصل شده از پاسپورت
2- ترجمه رسمی کارت ملی
البته این دو مورد جزو مدارکی است که باید زمان تحویل مدارک فدرال همراه داشته باشید .

- در مورد اخذ گواهی عدم سوء پیشینه باید به این ترتیب عمل کنید البته این اطلاعات را من از تلفن گویای اداره تشخیص هویت شهرمون گرفتم که شما هم میتوانید جهت اطمینان بیشتر از 118 شهرتان شماره تلفن گویای اداره فوق را بگیرید و چک کنید .
این مدارک را ابتدا تحویل اداره تشخیص هویت شهرتان دهید :
1- اصل شناشنامه عکسدار
2- کپی صفحه اول شناسنامه (در صورت داشتن توضیحات یک کپی از آن قسمت)
3- اصل کارت ملی
4- سه قطعه عکس 4×3 تمام رخ
5- ارائه معرفی نامه معتبر ( این معرفی نامه را از دفتر مهاجرتی طرف قراردادتان میتوانید تهیه کنید)
6- پرداخت مبلغ 10000 ریال به حساب شماره 2171153021006 ملی سیبا به نام خزانه دولت . فیش پرداخت وجه راباید تحویل دهید .
7- پرداخت مبلغ 20000 ریال به حساب انگشت نگاری در یکی از شعب موسسه قوامین . فیش پرداخت وجه را باید تحویل دهید.

در مورد سوء پیشینه به این سایت سر بزنید.سایت پلیس 10+

(توضیح در مورد ردیف ۵ اینکه برای کسانی که با جایی قرارداد مهاجرتی ندارند فکر میکنم سخت گیری نکنند و همین که بگی برای سفارت میخواین همکاری کنند.)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 مرداد1388 توسط 
قالب وبلاگ